"به نام انسان"

تقدیم به اوریانا فالاچی برای کتاب:
 "نامه به کودکی که هرگز متولد نشد "

بخواب کودک من کودکم امید جوان
صدای پای کسی نیست در تمام جهان
پرنده ایست دلت خسته بال وخواب الود
که پشت پنجره پنهان شده است در باران
تو سالهاست در اغوش مادرت هستی
_زن جوان _غزل سال های سرگردان
هزار سال به چشم تو چشم دوخته ام
که چشم های تو زیباست کودک نگران
عروس می شوی ویک عروسک کوکی
میان رقص غم انگیز دختران جوان

صدای پای کسی می پراندت از جا
بساط چای و قندان و سفره و قلیان
بساط شادی این کودک بزرگ شده
بساط عشق دو بالغ دو نوع از انسان
... واتفاق می افتد زنی که دوخته چشم
به فصل سبز خودش در تمام تابستان
درخت منتظر زن که نارسی کوچک
به شاخه های وجودش شده ست اویزان 

***

بدون این که بخواهی شبیه من هستی

ومن شبیه تو هستم حقیقت عریان...